نامه ی «چه» به پدر و مادرش

اولیای عزیز!

بار دیگر پاشنه های کفش ام را ور کشیده ام و سپر بدوش راه دیگری را می کوبم.

تقریباً ده سال پیش در چنین روزی، نامه وداع دیگری برایتان نوشتم. بطوری که بیاد دارم از اینکه نمی توانستم سرباز بهتر و پزشک حاذق تری باشم سخت تأسف خوردم. اینکه پزشک حاذق تری باشم دیگر برایم جالب نیست. امّا (امروز) آنچنان سرباز بدی نیستم.

 

هیچ چیز در جوهر تغییر نیافته؛ بجز اینکه بسیار آگاهترم و مارکسیسم در من ریشه دوانده و ناب تر گشته است.

من به مبارزه بمثابه تنها راه حل آن خلق هائی که برای رهائی خویش می رزمند عقیده دارم و در عقایدم پیگیرم.

بسیاری ماجراجویم خواهند خواند؛ ماجراجو هستم، منتها از گونه ی دیگری، از آنگونه ای که جان خویش را به مخاطره می اندازد تا سخنان عادتی اش را به کرسی بنشاند.

ممکن است که این پایان کار من باشد. من بدنبال این پایان نمی روم. ولی این پایان در محدوده منطقی احتمالات می گنجد. اگر چنین باشد، آخرین وداعم را می کنم.

من شما را بسیار دوست داشته ام. تنها اینکه نمی دانستم این علاقه را چگونه بیان دارم. در رفتارم خشک هستم و فکر می کنم که شما مرا نمی فهمید. فهمیدن من کار آسانی نبود. با این همه لطفاً کلام مرا بپذیرید.

اکنون، اراده ای که با شعف صیقل اش داده ام بمدد پاهای لرزان و شش های خسته ام خواهند شتافت. از عهده این بر خواهم آمد.

گاه و بی گاه به این سرباز کوچکِ – سرنوشت سدۀ بیستم اندیشه ای کنید.

چلیا، روبرتو، خوآن مارتین، پوتوتین، بئاتریس و همه سایرین (اهل خانواده) را می بوسم.

فرزند سرسخت وسخی تان شما را از دور می بوسد.

ارنستو (اواسط سال 1965)

شعری از ارنستو چه‌گوارا

چه-گوارا

می دانم!
گلوله را با کلمه می نويسند،
اما وقتی که از کلمات
شَقی ترين گلوله ها را می سازند،
چاره چريکی چون من چيست؟

کلمات
راهگشایِ آگاهیِ آدمی ست
و ما نيز
… سرانجام
بر سر ِ معنایِ زندگی متحد خواهيم شد:
کلمه، کلمه نجات!
مردم
ترانه ای از اين دست می طلبند

چه گوارا

نامه ارنستو چه گوارا به پابلو دیاز – گونزالس

نامه به پابلو دیاز – گونزالس  

ارنستو چه‌گوارا

ارنستو چه‌گوارا

رفیق پابلو دیاز – گونزالس

مرکز حفاری نفت کوئنچا، ماخاکوثا، کاماکوای پابلو،

مقاله‌ات را خواندم و از این که از من به نیکی – فکر می کنم که بیش از اندازه به نیکی – یاد کرده‌ای، سپاس‌گزارم. به علاوه به نظرم می‌رسد که از خودت نیز بیش از اندازه به نیکی یاد کرده‌ای. نخستین چیزی که یک انقلابی که تاریخ می‌نویسد، باید انجام دهد این است که همان طوری که انگشتان به دست‌کش می‌چسبد، به حقایق بچسبد. تو این کار را کرده‌ای، منتها دست‌کش‌ات، دست‌کش بوکس بود و این کافی نیست. به نظرم مقاله را از نو بخوان. آن چه را که فکر می‌کنی حقیقت نباشد، حذف کن. درباره‌ی آن چه مطئمن نیستی که حقیقت است، احتیاط به خرج بده.

با درودهای انقلابی – یا مرگ یا میهن

 ارنستو چه گوارا

هاوانا، 28 اکتبر 1963

آثار چه گوارا هنوز در کوبا زنده است

 

آثار چه گوارا هنوز در کوبا زنده است
به مناسبت ۸ اکتبر، به خون تپیده شدن چه گوارا برگرفته از نشریه Workers World (سپتامبر ۲۰۱۱)

ارنستو چه گوارا‌-چریک قهرمان- در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در شهر رزاریو آرژانتین بدنیا آمد. وی بسرعت دانش وسیعی کسب نمود و بر علیه نابرابریهای اجتماعی بپا خواست. در دوران دانشجویی و هنگام دیدار از کشورهای آمریکای لاتین استثمار وحشیانه کارگران، دهقانان و مردمان بومی را لمس نمود. از آ…ن پس وی رویای انقلاب برای آزادی زحمتکشان و استثمار شوندگان آمریکای لاتین را در سر داشت.

پس از پزشک شدن وی مجددا به سفر آمریکای لاتین همت گمارد. در گواتمالا وی از رژیم دمکراتیک Jacobo Arbenz دفاع کرد. با تعدادی از انقلا بیون کوبا یی از جمله Severino Rossel و Nico Lopez ملاقات نمود. به دنبال تعقیب FBI چه به مکزیک رفت و در آنجا با فیدل و رائول کاسترو ملاقات کرد و متعهد به انقلاب کوبا گردید.

وی بهمراه ۸۲ نفر دیگر بعنوان پزشک ارتش چریکی به سفر قایق گرنما ملحق گردید. اما در اولین نبرد اسلحه بدست گرفت و به زودی به یک چریک جنگنده مجرب تبدیل شد.وی به سرعت ارتقا یافته و درجه فرماندهی کسب نمود. وی در Alegria de Pio, aLa Plat, El Uvero, El Hombito, Pino del Agua و Mar Verde جنگید. در ۳۱ آگوست ۱۹۵۸ در جلوی ستون ۸ «ciro Redondo» بطرف غرب به حرکت درامد. پس از مارچ قهرمانانه وی به کوه‌های Escambray رسید. ستون ۸ در Guiria de Miranda شهر‌های Fomento, Cabaiguan, Placetas, Caibarien, و Santa Clara به‌‌ پیروزی رسید. در آخرین شهر (Santa Clara) وی قابلیت‌های بزرگ رهبری سیاسی نظامی خود را در زمینه بسیج مردم و واژگونی قطار نظامی آشکار ساخت. این نبرد نقطه عطفی در بیرون کردن مستبد بود.

در ژانویه ۱۹۵۹ پس ا ز پیروزی انقلاب، چه مسئولیتهای مهمی‌ را در ارتش سرخ، انستیتوی ملی‌ رفرم کشاورزی (inra) و رهبری انقلابی عهد دار شد. وی بعداً رئیس بانک ملی‌ و وزیر صنایع گردید.

چه بدفعات به نمایندگی‌ از کوبا در ماموریت‌های اقتصادی و سیاسی خارج از کشور شرکت نمود. وی سهم فوق العاده در توسعه آگاهی‌ انقلابی مردم کوبا، بویژه آموزش کمونیستی جوانان داشت.

وی ایدهای ارزشمندی در زمینه صنعتی کردن، انقلاب در تکنولوژی، باروری ، پس انداز، کیفیّت و دیگر جنبه‌های ساختمان سوسیالیسم از خود بجای گذارد.

در سال ۱۹۶۵ با در نظر گرفتن تثبیت انقلاب و در پی‌ آرزوی مبارزه برای آزادی مردم، وی مسئولیت‌های مهم خود در کوبا را به کنار نهاد و تمام تلاش خود را در راه آرمان انتر ناسیونالیسم در آفریقا و آمریکای لاتین به کار گرفت.

در ۸ اکتبر ۱۹۶۷، زخمی و دستگیر شده در بولیوی، بطرز بی‌رحمانه‌ای توسط عوامل ارتجاع و امپریالیسم به قتل رسید.

برای مردم کوبا، ارنستو چه گوارا سمبل انسان دوست داشتنی نوین است. وی پرچم مبارزه برای مردم دنیا که برای پیروزی و یا حفظ استقلال‌شان میجنگند می‌باشد.

دسته‌ها:Uncategorized

فیلم های ارنستو چه گوارا

 

 

.

.

دسته‌ها:Uncategorized

.

.

.

دسته‌ها:Uncategorized
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.